سایت رسمی امیرحسین (مهدی) سلطانی زرندی

1

من یک ماهه شدم

من یک ماهه شدم.تازگی وقتی گرسنه ام میشه اول انگشت شستم رو شروع میکنم به مکیدن که تو عکس نشون داده شده، اما اگه بهم رسیدگی نشه موهامو میکشم و گریه میکنم.ظاهرا به شیرخشک نان1 هم حساسیت داشتم و یه کم بالا می آورد که به توصیه ی دکتر سینایی متخصص اطفال شیرمکملم رو عوض کردن.     ...
27 اسفند 1392

من سه ماهه شدم

سلام دوستان عزیز من امروز به برکت دعاهای شما سه ماهه شدم.این هم عکس امروزمه. ضمنا اون کلاه رو که میبینین، کلاهیه که بعد از زایمان به سر من پوشیده بودن ، خداییش عجب بزرگ شدم. اون انگشتا هم انگشتای آغ دایی امینمه که منو گرفته. منو خیلی دوس داره. من هم خیلی دوسش دارم. ...
27 اسفند 1392

سرماخوردگی مجدد من

من دو سه روز قبل دوباره سرماخوردم و تب میکردم که رفتیم پیش دکتر...گفت باید بستری بشه و آزمایش هم بده.وقتی آزمایش دادیم گفتن طبیعیه.به همین دلیل مامانم و بابام اجازه به بستری من ندادن و رفتیم خونه و خدارو شکر خوب شدم و مامانم تصمیم گرفت بعد از مدتها من رو از اطاقکم بیرون بیاره و اینقدر الکی من رو گرم نگیره.آخه من رو تا امروز به اون اطاقک محدود کرده بودن. ...
27 اسفند 1392

من تو شش روز گذشته

سلام امام زمون عج من رو چهارشنبه شب 92/09/27 ساعت 21:15 تو اطاق عمل بیمارستان سیدالشهداء ع کرمان به دست توانای خانم دکتر صدیقه حمزه نژادی با عمل سزارین به پدر و مادرم هدیه داد .شکر خدا هم خودم و هم مامانم سالم سالمیم.همون شب تو بخش زنان یه آمپول ویتامین کا هم عضلانی بهم زدند.پنج شنبه هم واکسن های تولدم رو گرفتم.جمعه هم که متخصص اطفال آقای دکتر مرتضوی ویزیتم کرد گفت همه چیش خوبه ولی به زردی مشکوکه که شکر خدا بعد از انجام آزمایش که نمونه ی خونم رو بچه های بخش اطفال گرفتن ،معلوم شد که طبیعیه.همون روز هم از بیمارستان مرخص شدیم و اومدیم خونه.دیروز صبح هم برام شناسنامه گرفتن و تو دفتر بیمه ی بابم برام مهر "استفاده از بیمه توسط نوزاد...
27 اسفند 1392

امروز حموم رفتم

راستی تا حالا از حموم رفتنم بهتون نگفتم.امروز مامان بزرگ (مامان بابام) با کمک مامان و بابام کنار بخاری توی اطاقک خودم منو حموم کردن و گریه کردم ولی خیلی حال داد.این هم عکس بعد از حموم کردنمه: ...
27 اسفند 1392

سرماخوردگی من

من دو سه روزه که سرماخوردم و بینی هام کیپ شده و همین امر باعث شده که نتونم درست شیر بخورم.دیروز بردنم پیش خانم دکتر مشیزی متخصص اطفال ویزیتم کرد و گفت باید قطره ی بینی استفاده کنم و برام بخور سرد بزارن.یه دستگا ه بخور سرد خریدن ولی بهتر نشدم و برام بخور گرم گذاشتن که شکر خدا بهتر شدم و تونستم شیر بخورم.ضمنا دیروز از مرکز دادبین زنگ زدند که آزمایشم باید تکرار بشه.بردنم مجددا از کف پام چند قطره خون گرفتن و گفتن هفته ی آینده آماده میشه.اما پدر و مادرم بردنم آزمایشگاه دکتر دبیری و از طریق خون تست هام رو چک کردن و شکر خدا امروز که جوابشون رو گرفتیم همه طبیعی بودند: این هم عکس جدیدم ...
27 اسفند 1392

من رو ختنه کردن

امروز دوست بزرگوار و دیرینه ی بابام آقای دکتر مهدی رضایی زاده متخصص جراحی عمومی تو بیمارستان سیدالشهداء من رو ختنه کردن و برام حلقه ی ختنه گذاشتن.دستشون درد نکنه ...
27 اسفند 1392

افتادن حلقه ی ختنه ی من

من دیشب خیلی بی آرومی میکردم و زیاد گریه کردم به طوری که از زمان تولد تا امروز بی سابقه بود.امروز صبح که خواستن پوشکم رو عوض کنن دیدیم که حلقه ی ختنه ام جدا شده.خدا رو شکر ...
27 اسفند 1392

دل پیچه ی من

من این چند روزه به خودم میپیچم.ظاهرا بچه ها همه شون همین طوری ان و دلپیچه دارن.به همین علت وقتی به شکم بخوابم بهتر خواب میرم.ولی خوب همیشه نمیشه این طوری خوابید.چون خطرناکه اما این عکس شیوه ی ابداعی بابام جهت به شکم خوابوندن منه: ...
27 اسفند 1392